هیچ‌کس تختی را نکُشت

مهدی رستم پور
فرزند غلام رضا تختى گفت: تا قبل از انقلاب مادر من قاتل تختی بود و بعد از انقلاب ساعد قاتل شد.

بابک تختی تنها فرزند جهان پهلوان تختی بعد از نیم قرن از راز زندگی و مرگ این استوره کشتی صحبت کرد.
او در ابتدای صحبت‌هایش در واکنش به حواشی مرتبط با مرگ جهان پهلوان تختی گفت: 20 و چند سال پیش در ایران وقتی دنبال اسناد و مدارک مربوط به پدرم بودم، راهم به وزارت اطلاعات کشیده شد، از آن‌ها پرس‌وجو کردم و گفتند: سری به هتل آتلانتیک زدید یا نه؟ من به هتل آتلانتیک رفتم و با صاحب هتل صحبت کردم، صاحب هتلی که از سال 46 هتل را در اختیار داشت و وقتی به او تلفن زدم گفت: بابک جان تا به حال چه‌طور نیامدی قاتل پدرت را ببینی؟ من در تمام طول راه دچار عذاب وجدان بودم که آیا باید خودم به هتل بروم یا باید شخص دیگری را می‌فرستادم؟ من چه‌طور می‌توانم مقابل چنین آدمی بنشیم.
تمام روزنامه‌ها از اول انقلاب تا آن زمان می‌گفتند: این هتل لانه زنبور بوده است، ساواک تمام دیدارهایش را آن‌جا برقرار می‌کرد، اصلاً متعلق به ساواک بوده است و این یک پوشش برای قتل تختی بود، وقتی ساعد مدیر هتل را دیدم و با هم صحبت کردیم و از مصیبت‌هایی شنیدم که به خاطر مرگ تختی در آن هتل رفت، مصاحبه‌یی با رادیو بی بی سی فارسی کردم و گفتم تختی خودکشی کرده است و همه کسانی که تختی را دوست دارند به ساعد عذرخواهی بدهکارند. چه‌طور صدا و سیما تریبون را آن‌قدر آزاد در اختیار مشایخی می‌گذارد که بگوید تختی از دست زنش خودش را کشت.
او در بخش دیگری از صحبت‌هایش گفت: به قول مشایخی تختی نمی‌توانست با این زن زندگی کند! اصلاً این تختی نیست که شما می‌شناسید. جمشی مشایخی، اصلاً تختی لات و لمپن نبوده است. دوستاش می‌دانند صنعت کاران هست. تختی اگر شعبان جعفری را در خیابان می‌دید مسیرش را عوض می‌کرد، عارش می‌آمد که کشتی با این لات و لمپن‌ها قاطی شده است. این تختی شما و ما و من نیست. تختی مگر عقب مانده بود که نتواند از زنش طلاق بگیرد؟ استوارترین دوستی‌ها هم با هم اختلاف دارند. منظور شما این است که شهلا به تختی خیانت کرده است و تختی نمی‌توانست تاب بیاورد و خودش را
کشت! این چه استدلال بیهوده‌یی است؟
بابک تختی در بخش دیگری از صحبت‌هایش درباره‌ی پروژه‌ی شهید سازی تختی گفت: این دروغ را جلال آل احمد شروع کرد و به دروغ گفت: تختی را کشتند و این باعث و بانی خیلی اتفاقات غلط شد. تا قبل از انقلاب مادر من قاتل تختی بود بعد از انقلاب ساعد شد. نه تختی کشته نشد.
در آستانه اكران فيلم غلام رضا تختى؛ جمشيد مشايخى گفت: تختی به خاطر زنش خودش را کشت. رقابتی با عزت‌الله انتظامی نداشتم.
جمشید مشایخی، هنرمند پیش‌کسوت میهمان برنامه‌ی تلویزیونی اختیاریه بود. وی در ابتدا در خصوص علاقه‌اش به تآتر و سینما گفت: من از کودکی به تآتر علاقه‌مند بودم و به لاله زار می‌رفتم و بهترین تآترها را دنبال می‌کردم. وقتی به تهران آمدم و دبیرستان نظام رفتم، ارتباطم با تآتر قطع شد و گرفتار آن‌جا شدم. برای همین از دانشکده افسری فرار کردم تا عشق به تآتر را از دست ندهم.
این بازی‌گر در رابطه با اظهارنظر تند و تیزش در جشن منتقدان سینمایی درباره‌ی عزت الله انتظامی گفت: من هیچگاه رقابتی با انتظامی نداشتم. وی ۱۰ سال از من بزرگ‌تر بود و با وی مسأله‌یی نداشتم. اساساً در جشن منتقدان منظورم با وی نبود، بلکه با افرادی بود که هیچ کس را نمی‌بینند. 
مشایخی با بیان خاطره‌یی از تختی گفت: من شیفته جهان پهلوان تختی بودم. روزی از خدا خواستم اگر در کارم موفق شدم، یک هزارم این مرد آدم و خاکی شوم اما جهان پهلوان تختی با زنی ازدواج کرد که از طبقه‌ی خودش نبود و همیشه او را در مجالس مختلف مسخره می‌کرد! لذا تختی اگر با او زندگی می‌کرد تختی نبود؛ اگر طلاق می‌داد هم تختی نبود؛ تنها اگر خودش را می‌کشت تختی بود.
وی گفت: روزی علی حاتمی که می‌خواست داستان جهان پهلوان تختی را بسازد، گفتم تو نمی‌توانی بسازی. چون اکثریتی او را قبول نمی‌کنند. گفت: ۴۸ ساعت به من وقت بده. بعد برگشت گفت: تختی با دوبنده سیاه، با تختی با دوبنده سفید کشتی می‌گیرند. سیاه سفید را ضربه فنی می‌کند. بغلش کردم و ماچش کردم و گفتم این درست است. با صراحت معتقدم او خودکشی کرده است.

آخرین مطالب
آمار بازدیدکنندگان سایت
537321
امروز
دیروز
هفته جاری
هفته گذشته
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
361
257
1444
533619
4592
5811
537321

آی‌پی شما: 35.153.73.72
امروز: پنج شنبه، 27 تیر 1398